حاج ملا هادي السبزواري

409

شرح مثنوى

در آزمون : در امتحان . افزون خبر : از آغاز و انجام و آيهء كبرى . ( ( 3328 ) ) پس فزون از جان ما جان ملك * كو منزه شد ز حس مشترك ن 357 18 - ك 130 3 ز حس مشترك : يعنى منزّه شد از تسخّر آن و تعلق به محسوسات آن ، و الَّا خود علم به محسوسات و جزئيات ديگر كمال است ، و فقدانش نقص است . ( ( 3329 ) ) وز ملك جان خداوندان دل * باشد افزونتر تحيّر را بهل ن 358 19 - ك 130 3 خداوندان دل : يعنى انسان كامل كه دل او عرش مجيد است افزون است از كلّ ، چه ملك و چه فلك و چه ادون . كما قال الحقيقة المحمدية : لى مَعَ الله وَقتٌ لا يَسَعُنى فيه مَلَكٌ مُقَرَّبٌ ( 1 ) . و پيش از اين نوشتيم كه هر يك از مجردات عقليه هم تحددى دارند . چه تقيّد به تنزّه دارند و مظهر سبوح و قدّوسند . چنان كه هر يك از اجسام و جسمانيات تحدّد و تقيّد بيشتر دارند و انسان كامل وحدت عدديّه ندارد و وحدت حقّهء ظليّه دارد ، و هيكل توحيد است و متعلَّم به همهء اسماء حسنى ، و همه ظلّ اويند ، حتى الملائكة . چه ، اگر علم خود شناسى و آغاز و انجام شناسى - على ماهى عليه - در او پيدا شود ، علم ملايكهء علَّامه ظلّ علم اوست . و اگر عصمت و عفّت در او پيدا شود و ملكه شود ، ملايكهء عمّاله اظلال اويند . چنان كه مادهء ملك و ملكه يكى است ، و نحو اعلاى همهء موجودات نيز در وجودش منطوى است به نحو جمع ، پس او در اين جمع مانند عاكسى است ، و همهء مفارقات و مقارنات و برزخيّات عكوس و اظلال اويند . وَهُوَ ظِلُّ الله وَمَثَلُ الله الاعَلَى وَالله لَيسَ كَمِثلِه شَيْءٌ وَلكِن لَه الأمثالُ العُليا وَمِن أسمائِه تَعالى يا مَن لَه المَثَلُ الأعلى . ( ( 3330 ) ) ز ان سبب آدم بود مسجودشان * جان او افزون ترست از بودشان ن 357 20 - ك 130 4 مسجودشان : سجدهء صورى سجدهء رقايق ملايكه است از براى رقيقهء انسان كامل و سجدهء معنوى همان انقهار و انطواء حقايق و روحانيات جميع است در وجود جامع آدم حقيقى . و سجده در نماز هم اشارت به فناست . و اين حق سجده است . كه سجده در هر نشاه طورى است . چنان كه قهر در انوار قاهره ، باهريت وجودشان است وجود انوار محدوده را . كه تمكين نمىكند نور قاهر قوى نور ضعيف را از بروز در ساحت حضور خود . و قهر در نفوس و طبايع اطوار ديگر دارد تا مىرسد به آن كه قهر در صورت ، احمرار وجه ، و حرارت و ضربان شريان به شدت مىشود . و در سجدهء صورى گاه هست كه انقهار و اضمحلال نيست و ليكن سجده است ، كه هر معنى را هم صورتى است . ( ( 3333 ) ) جان چو افزون شد گذشت از انتها * شد مطيعش جان جمله چيزها ن 358 1 - ك 130 5

--> ( 1 ) اللؤلؤ المرصوع 66 . .